زبانم و دستانم یادشان می رود که می خواستند چه بگویند و چه بنویسند
وقتی یاد در سوخته و عشق نهفته می افتند
تنها چشمانم خوب می دانند که چه با ید انجام دهند
تنها مادر باران.....تنها...
قلم از دستم می افتدد بی دلیل
که ننویسم از داغی که جگرم را می سوزاند
سال هاست می گویم
کاش من را می زدند و تو را مادر ...نه
کاش من انجا بودم
کاش...
مادر
از جگرم بگویم یا از دل تو؟
چه فرق می کند
جگر من از داغ شما خون است و دل شما از گناهان من ناراحت
و من شرمسار این نا بندگی و این خون و رگ و ریشه که به شما می رسد
....
می دانم اینکه بعد تماشای حیدرت
زخمی که بود بر جگرت درد می کند
نوشته شده توسط علی در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 23:36 موضوع | لینک ثابت
گفتند: بنویس
گفتم : عشق را نتوانم
گفتند: بنویس
گفتم:
نان ، گرسنگی
پرنده ، قفس
من ، بی تو
گفتند:.......
گفتم: هیچ اتفاقی ،اتفاقی نیست
گفتند:...
نه دیگر هیچ نگفتند
گفتم : نوشتن عشق را نتوانم
نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 15:52 موضوع شعر ها | لینک ثابت
جهان از اضطراب تو سرشار
ما را به کجای زمین پرتاب می کنی...؟
در کوچه های رنگین کمان صورتت...؟
یا سه شنبه دست هایت...؟
شاید
در اقاقی گیسوانت
ما را به کجای زمین پر
تا
ب.....
نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 3:31 موضوع شعر ها | لینک ثابت
سجاده ام را پهن می کنم کنار پنجره اتاقم سا عت ۲ بعد از ظهر است
دلم اشک و می خواهد و درد دل کردن
نه نه اصلا دوست ندارم این چند روز با کسی صبحت کنم
کاش کسی می فهمید
تلفنم دائما زنگ می خورد و من تنها لبخند و مهر تحویل دوستانم می دهم بی هیچ ناراحتی
چون کسی قرار نیست در غمم شریک شود
غم که نه همان دلتنگی همان نگرانی همان .....
دخترکی جوان و تازه دانشجو در دانشگاه جلوی مرا می گیرد و می گویید نمی دانستم صاحب ان صدا همین علی ضیا خودمان است که سرش همیشه پایین است و در جواب سلام اول یا علی می گوید
از من تشکر می کند و می گویید بی کلاس ترین کار دنیا مجری گری است
و من تنها به او لبخند می زنم و یا علی می گوییم و تشکر می کنم
نمی دانم می خواست مسخره ام کند یا تشکر کند
یا شاید با دخترکان هم سنش کل انداخته که حال علی ضیا را در دانشگاه بگیرد
من که حالم گرفته است تو حتی بد ترش هم نمی کنی
سا عت ۶ بعد از ظهر است سجاده را پهن می کنم کنار همان پنجره
و باز دلم گریه می خواهد
پدر صدایم می کند علی نمازت را خواندی؟
دروغ می گویم
بله بابا جان کاری داری؟
و من می روم
ساعت ۷:۴۰ دقیقه سجاده را پهن می کنم کنار پنجره
دلم هنوز تنگ است
تا می خواهد بغضم بترکد صدای موذن مرا به خود می خواند
الله اکبر
و نماز ظهر امروز قضا شد
و هنوز دلم پر از اشک است
نوشته شده توسط علی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 0:14 موضوع | لینک ثابت
سلام
خانم ها و اقایان محترم
این وبلاگ http://bacheshatty.blogfa.com/
تمام نوشته ها و شعر های من و به نام خودش زده
از پست ۳ وم به بعد همه ماله منه
دوست دارم رسما حالش رو بگیریم
در یک عمل انتهاری
که اگه این طوری نشه شاید دیگه شعر و متن نذارم تو وبلاگم
و همین ارتباطساده هم کمرنگ بشه
حالش رو می گیرید؟
نوشته شده توسط علی در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:32 موضوع | لینک ثابت
قصه را از بهشت آغاز کن
از همان روزی
که حوا بی دلیل مرا بوسید
و من عاشقش شدم
از همان روزی
که حوا بی دلیل مرا بوسید
و من سیب را خوردم
نوشته شده توسط علی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 4:5 موضوع شعر ها | لینک ثابت
به شیهی اسبی که از کوچه های تو می امد
گفتم
پرچم واژگون شده دلم را
بر پا کند به نامت
نوشته شده توسط علی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت 3:43 موضوع شعر ها | لینک ثابت
پا به پای خورشید دویدن
دور کره به این بزرگی چرخیدن
تا تو گرم شوی
نظریه گالیه همین بود؟
نوشته شده توسط علی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 11:43 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
که درد های زمینی نمی کند ولتان
دلم بی تاب است امشب
عکس تو اینجا هست تا دوریت عذابم ندهد
خواب چشم هایت را دیدم
تو را جور دیگر دوس دارم
سر عاشقان سلامت
آخر روزگار بی تو
روزگار بی مولا و تولد من
وَ مَکَرُوا وَمَکَرَالله وَ اللهُ خَیرُ المَکِرِینَ
این آخرین لبخند این آخرین بوسه بعد از تو این شب ها تکرار کابوسه
درباره وبلاگ
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
حسین شکرریز (پسر همسایه)( دیوار به دیوار)
انوشه مير مجلسي(سردبير)
صدف دختر خالم
نقد کتاب(حیف می شه نری و همراه نشی) از ما گفتن ب
عارفانه(رادیو جوان)
مصطفی جانمود
اشک خشک مرتضی دزده
هدی(دختر خالم)
هانی(بچه بدی نی)
آذین نادری
مريم اسمنی1
مریم اسمنی2
مامان
عرفان نظر آهاري(حيف مي شه نري و نخوني)
عباس محمد خاني دوست خوبم(شبستانه)(رادیو جوان)
عبدالجبار کاکایی
میثم فکری(رادیو جوان)
شنونده جوان(رادیو جوان)
ناصر فیض
فائقه تاجیک(رادیو جوان)
نیلوفر قاسمی(رادیو جوان)
علی رضا کاشانی
مریم قاسمی(رادیو جوان)
صدای ماندگار (فاطمه صداقتی)
فاطمه پور کریمی(رادیو جوان)
سمیرا(رادیو جوان)
روشنک با همکاری مرسده(رادیو جوان)
حسن 3نوبری(سردبیر روشنا)
بغض شب(رادیو جوان)
حضرت استاد فرهاد خان مجلسی(دردانه شبکه جوان)
خانم ناهيد(راديو جوان)
شاهین خان شرافتی(گوینده و دوست خوبم)
رضا (زمستون)(دوست خوبم)
شکوفه موسوی(سردبیر توپ)
مریم بابایی(نوسنده درجه 1 رادیو جوان)
الهه صابر
غزال(رادیو جوان)
سیمین(رادیو جوان)
انتظار
مهروز
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
طراح قالب
POWERED BY