تو از کرانه گفتی من بی بهانه باریدم

و من چه غریبانه ساختم با بی ترانگی با بی دلی سالهای بعد از تو

بعد از تو هر چه چشمه کشیدن سراب شد

ای وای عشق

ای وای عشق

و امروز من میزبان توام و تو میزبان من

دشت مثل چهل روز پیش نیست سالار

و همان آدم قبلی

این دشت حالا عطر تو را می دهد

اما من بوی بی تو بودن را

حالا منم و صبح روز چهلم


 

نوشته شده توسط علی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 1:43 موضوع | لینک ثابت