تبليغاتX
هستم
 

عشق تو قسمت کرد اینگونه تنها شیم

به بهانه ای ترانه ای خواهم سرود از تمام نا سرود های خودم

به بهانه ای ترانه از تو باران

از تو که بهانه ای برای عاشقی

از تو باد که نشانه ای از حضورش هستی

از تو که ماه ی  و  می دانی  من ماهی خیلی دوست دارم

از تو ترانه ای برای بی بهانه ترین عاشق دنیا

 از تو خواهم سرود حالا دیگر به هیچ بهانه ای ....

آه

از تو خواهم سرود که تولدت است و باز مرا عاشق کردی

تولدت مبارک خورشید

تولدت مبارک خدا


 

نوشته شده توسط علی در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 18:20 موضوع | لینک ثابت


یادمان باشد طلسم حادثه در دست توست

و هنوز حادثه از چشم های تو شروع می شود

دستی از سمت نام تو

مرا باز غرق می کند

دریا از چشم های تو می روید وووو...

آه

چگونه در این هیاهو

به غربت چشم هایت برسم؟

چه حدیثی است

                            چشم های آبی و سرخت

 


 

نوشته شده توسط علی در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 21:31 موضوع | لینک ثابت


برای تو که مهربان ترین مهربانی

دیگر فرستی برای از تو سرودن نمی شود

قسم به چشم های ندیده ات دلم برای لبخند تو تنگ است مهربان همیشه

قسم به تمام نا شنیده های تو که اشک بر صورتم لبریز است

قسم به تمام حرف های نگفته ام .....

این نوشته هم خوب نشد

خیلی وقت است که خوب نمی نویسم

و تو هم حتی نگرانم نمی شوی شاید شدی و من نشنیده ام

مهربان همیشه

خیلی وقت است از بغض سرشارم و نباریده ام

خیلی وقت به حرف های غریبت رسید ه ام

مرا ببخش که بی تو خندید ه ام

مرا ببخش که تو را     خود را فراموش کرده ام

فرصتی....

مهربان همیشه


 

نوشته شده توسط علی در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 14:21 موضوع | لینک ثابت


شب شعر برگریزان ۴

با حضور 

عبدالجبار کاکایی

سعید بیابانکی

و ناصر فیض

 

سه شنبه ۶ آذر ماه ۱۳۸۶ خوشیدی

 

دانشگاه آزاد واحد کاشان ـ تالار سعدی

 


 

نوشته شده توسط علی در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 12:47 موضوع | لینک ثابت