تبليغاتX
هستم
 

صدای تو حیرت قناری

می خواهم بنویسم

سلام

مردی به افتخار تو اینجا تمام شد

سلام

صدایت حیرت قناری

و نفس تو چه شرابی دارد

نه شعر نیست......

این بار هم ستاره پرستیدند

و گوساله را دوباره پرستیدند

نه شعر نیست این ها چند واژه است که کنار هم چسباندم که بگوییم........

چه بگویم که قول داده ام هیچ نگویم

من غلام قمرم....

تو خود گفته ای هیچ مگو

حالا هیچ نخواهم گفت چون داغی بر پیشانی نهاده ای برای غیر از تو گفتن

می خواهم بنویسم

سلام

 


 

نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 12:7 موضوع | لینک ثابت


..............چند خط اراده

قیافه من سمت اراده شده است

اما می خواهم حرف تو را انجام دهم

همیشه هدف های بزرگ انتخاب کن

اما کوچک گام بردار

و همین امروز شروع کن


 

نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 15:0 موضوع | لینک ثابت