تبليغاتX
هستم
 

این بار هم.......................

این بار هم ستاره پرستیدند

                                       جای خدا ،مناره پرستیدند

آخه چرا

چرا پانشدی بیای رای بدی تا کسای که شعور سیاسی ندارن برای تو برای من

تعیین تاکلیف کنن که توی شهر ما چه کسی شورای شهر باشه

اره با توام با همه بابا ها و مامامنا و..... که رای ندادن تا اعتراض کنن ما می خواستیم رای اصلاحیه

به این حکومت بدیم

اون وقت

خیلی داغونم

امتی که رای نده باید  دچار احمدی نژادها بشه

رای ندید تا ببنید چی می شه

 

 

موسی بیا که گاو پرستانت

                                            گوساله را دوباره پرستیدند


 

نوشته شده توسط علی در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 ساعت 7:58 موضوع | لینک ثابت


علی ر ضا قزوه

 

 

ز بس تلويزيون گويد از آن چشم و از آن ابرو

گرفتارم ميان بيست سي ميليون كمان ابرو

 

شده چشمان مطرب چارتا وقتي كه مي بيند

حديث شيخنا چشم است و ذكر روضه خوان ابرو

 

ز دست شاعران هر چيز ناممكن شود ممكن

شب مهتاب بالا مي رود از نردبان ابرو!

 

يكي هوهوكشان سر مي كشد يك شيشه  گيسو را

يكي مست است با نوشيدن يك استكان ابرو

 

پسرها مثل دخترها بزك دارند و آرايش

ببين مانند مرجان كرده نازك كامران ، ابرو

 

جوان اصفهاني دوست دارد چشم شيرازي

خود شيراز وارد مي كند از اصفهان ابرو

 

شبيه هر چه را دارند مي سازند در دنيا

بخر از اين دكان چشم و بخر از آن دكان  ابرو

 

جوانان وطن مان ساختند از كود ، برق و گاز

پزشكان وطن مان ساختند از استخوان،  ابرو

 

ببين سريال هاي سينمايي را كه دريابي

در اين دوران چرا اين قدر دارد آب و نان ابرو!

 

پي ادغام چندين سازمان ديشب شنيدم من

يكي شد سازمان چشم هم با سازمان ابرو!

 

عجب ابرو پراني مي كنند اين پيرزن ها هم

زن حاجي به حاجي گفت حاجي! يك تكان ابرو !

 

در اين اوضاع هردنبيل بنويس "آش كشك و دوغ "

 

از عشق علیه السلام وبلاگ علی رضا قزوه


 

نوشته شده توسط علی در دوشنبه ششم آذر 1385 ساعت 2:58 موضوع | لینک ثابت