تبليغاتX
هستم
 

سرما نخورده ام دو تا فرشته آمدند لب هایم را دوختند

دو تا فرشته بودند درست است دقیقا دو تا فرشته شنبه آمدند کنار گوشم گفتند

تو غیر قمر هیچ مگو

انگار گفته بودم

از همان روز صدایم گرفت سر فه های زیاد دکتر ها گفتند سرما خوردم اما من می دانم

که از سرما خوردی نیست

در سکوت است که از قمر بیشتر خواهیم شنید

درست است من خوشحالم که چند روزیست که نمی توانم حرف بزنم دارم تمرین می کنم تا غیر از قمر هیچ نگوییم

داستان زندگی من وارد مر حله  جدیدی می شود به خاطر همین به اصطلاح سرما خوردی

 


 

نوشته شده توسط علی در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 23:4 موضوع | لینک ثابت


یا حبیب من الا حبیب له

من صدایت را دوست دارم هر چند تو سکوت را انتخاب کردی

فرقی نمی کند نامت را چه بنامند مهم اسمت نیست مهم این است که هستی

نگو عاشقانه ها تمام شده من که نمرده ام من تا هستم برایت عاشقانه جدید می گویم

اینجا را بهشت می کنم

و تو را لحظه به لحظه تنفس می کنم

هستی مهم نامت نیست

دست هایم را به سوی تو داراز می کنم نه برای گدای برای آنکه ببینی غیر تو هیچ ندارم

یا حبیب من الا حبیب له


 

نوشته شده توسط علی در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 ساعت 19:51 موضوع | لینک ثابت