تبليغاتX
هستم
 

شیرینی نخور

یادمان نرود روزهای عید پر است از فراموشی

و شیطان شیرینی فراموشی پخش می کند می رقصد وی چرخد و شیرینی پخش می کند

یادمان نرود عید را به خدا تبریک بگوییم

۱/۱ فقط یک بار در سال اتفاق می یفتدد اگر یادت رفت...............

یادمان نرود عید بهانه ایست برای دوستی و نزدیکی با خدا

نشود چشم های خضاب کردهای دوستیت را بگییرد

شیطان شیرینی می فروشد و دل می خرد

شیرینی فراموشی یاد خدا

تو از این شیرینی نخور


 

نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 ساعت 15:46 موضوع | لینک ثابت


بمیرید قبل از آنکه مردار شوید

حرف میزنیم و حرف هایمان را روی صفحه مانیتور می ریزیم

شاید کسی بگذرد و خوشش بیا ید

چرند و پرند می گوییم و چرت و پرت محض................

برایمان نظر می دهند بسیار عالی ست تو چقدر خوب می نویسی

غلط املایی داریم اصلا نخوانده می گوید این بهترین جمله متن تو بود

حرف می زنیم و برای آنکه دل دخترک جوانی را ببریم روی صفحه وبلاگ می نویسیم دوستت دارم

نه

نه اینجا جای این حرفها نیست

شاید هم هست شاید جای ما نیست

تعریف های بی خود فقط برای آنکه کسی بیاید

نظر بدهد که نظرات ما بشود ۲۰ تا بشود ۲۰۰ تا

دخترکی تولد عشقش را تبریک می گوید

چه ساده عاشق می شویم

چه ساده گول می خوریم

نه

نه

نه اینجا جای این حر ف ها نیست

شاید هم هست شاید جای ما نیست

شاید


 

نوشته شده توسط علی در شنبه سیزدهم اسفند 1384 ساعت 22:21 موضوع | لینک ثابت


همگی بلال می شویم

چه هیاهویست چند قدم آن طرف تر از پنجره تمام گلدسته ها الله اکبر می گویند

دلم فرو میریزد اما.....

اگر گلدسته ها را خراب کنند؟

اگر گلدسته ها را خراب کنند بلال ها را که نمی توانند بی صدا کنند

اگر طلای حرم را کبود کنند برق چشم هایمان را که نمی توانند

همگی بلال می شویم و چه غم که آباد ترین حرم ها را در دل برای امامانمان ساخته ایم

چه هیاهوی بر پاست چند قدم آن طرف تر

بچه های محله سر هر کوچه اذان می گویند و شهادت می دهند به رسالت محمد و ولایت علی چند قدم

 آن طرف تر بدون هیچ مناره ای بدون هیچ بلندگوی اما صدایشان خیلی بلند است

به اندازه غربت شیعه

چه هیاهوی بر پاست چند قدم آن طرف تر حوالی دل من حوالی دل شما


 

نوشته شده توسط علی در یکشنبه هفتم اسفند 1384 ساعت 9:37 موضوع | لینک ثابت